شما احتمالاً به همان روشی که من پیدا کردم، اندیکاتورها را کشف کردید. شاید یک ویدیوی جذاب یوتیوب، یک گروه تلگرام، یا یک دوره آنلاین بود که به شما "راز موفقیت" را وعده میداد. در نگاه اول، آن خطوط و اعداد روی نمودارها مانند کدهای مخفی به نظر میرسند که آمادهاند تا بازار را باز کنند. به راحتی میتوان فکر کرد که اگر فقط اندیکاتور درست را یاد بگیرید، بالاخره برتری خواهید داشت. من هم در ابتدا این را باور داشتم.
چیزی که اندیکاتورها را اینقدر متقاعدکننده میکند این است که چگونه آشفتگی را به طور منظم سازماندهی میکنند. بازار آشفته است — قیمتها بالا و پایین میروند، اخبار منتشر میشود و همه سعی میکنند حدس بزنند بعد چه اتفاقی میافتد. اما یک اندیکاتور، تمیز و دقیق است. به شما یک عدد یا یک خط میدهد که به نظر میرسد میگوید "اینجا خرید کن" یا "الان بفروش". اما این وضوح یک توهم است.
بیایید اصطلاحات را کنار بگذاریم. یک اندیکاتور فقط راهی برای نگاه کردن به چیزی است که قبلاً در بازار اتفاق افتاده است. قیمت و گاهی حجم را میگیرد و آنها را به چیزی که خواندنش آسانتر است، مرتب میکند. برای مثال، میانگین متحرک (MA) آینده را به شما نشان نمیدهد. فقط میانگین چندین قیمت اخیر را محاسبه میکند تا بتوانید جهت کلی را راحتتر ببینید.
این هسته اصلی آن است. اندیکاتورها چیز جدیدی نمیبینند. آنها فقط کاری را که قیمت قبلاً انجام داده است، مجدداً سازماندهی میکنند. آنها اخبار فردا را نمیدانند، وحشت یا حرص را احساس نمیکنند و حرکت بعدی را پیشبینی نمیکنند. آنها مانند یک آینه عقببین هستند — برای دیدن جایی که بودهاید مفید هستند، نه جایی که میروید.
پس، اگر اندیکاتورها نمیتوانند آینده را ببینند، چه فایدهای دارند؟ صادقانه بگویم، آنها کمک میکنند — فقط نه به روشی که بیشتر مبتدیان فکر میکنند.
آنها میتوانند:
برای یک مبتدی، اینها چیزهای کاربردی هستند. آنها میتوانند به شما کمک کنند از ورود در بالاترین نقطه یک رالی، یا ترسیده شدن در پایینترین نقطه یک افت، جلوگیری کنید. آنها میتوانند راهی برای کند کردن واکنشهای احساسی باشند، برای داشتن ساختار زمانی که بازار طاقتفرسا به نظر میرسد. اما آنها جادو نیستند — فقط تصویر را کمی واضحتر میکنند.
بیایید صریح باشیم. اندیکاتورها آینده را پیشبینی نمیکنند. نمیتوانند با هیچ اطمینانی به شما بگویند چه زمانی خرید یا فروش کنید. نمیتوانند تضمین کنند که پول به دست خواهید آورد یا از ضرر جلوگیری خواهید کرد. و به تنهایی کار نمیکنند. اگر تمام اعتماد خود را به یک اندیکاتور بسپارید، هنوز هم قمار میکنید — فقط از ابزاری استفاده میکنید که بر اساس دادههای دیروز است.
وسوسهانگیز است که فکر کنیم اگر اندیکاتور درست را پیدا کنید، کد را شکستهاید. اما هر اندیکاتور ضعفهایی دارد. گاهی سیگنالهای اشتباه میدهند، گاهی دیر میآیند، و گاهی فقط توسط اخبار ناگهانی دچار نوسانات بازار میشوند. بازار به اندیکاتور شما اهمیتی نمیدهد. به خاطر مردم حرکت میکند، نه به خاطر ریاضیات.
من هم این کار را کردم. میدیدم یک اندیکاتور کار نمیکند، بنابراین یکی دیگر اضافه میکردم. بعد یکی دیگر. خیلی زود، نمودار من شبیه یک درخت کریسمس شد، با همه رنگها و خطوط. فکر میکردم اگر فقط ترکیب درست را داشته باشم، درست انجامش میدهم.
اما حقیقت این است که اندیکاتورهای بیشتر شما را باهوشتر نمیکنند. فقط چیزها را گیجکنندهتر میکنند. شروع به تردید در مورد هر سیگنال میکنید و در نهایت توسط تحلیلگران فلج میشوید. موضوع پیدا کردن اندیکاتور کامل نیست. موضوع این است که نگذارید جستجو برای کمال شما را از اقدام باز دارد.
گاهی اوقات، این اتفاق میافتد چون از اشتباه کردن میترسید. شاید در یک معامله پول از دست دادهاید، و فکر میکنید اگر فقط یک اندیکاتور دیگر داشته باشید، دفعه بعد درست انجامش میدهید. اما اینطور کار نمیکند. هیچ اندیکاتوری عدم اطمینان بازار را از بین نمیبرد. این از درک و پذیرش ریسک میآید، نه از خطوط بیشتر روی نمودار.
بعد از چند سال معامله، بیشتر معامله گران حرفه ای روی یک یا دو اندیکاتور قرار میگیرند. آنها میفهمند که آن اندیکاتورها چه کاری به خوبی انجام میدهند و چه کاری نمیدهند. از آنها به عنوان نوعی بررسی پیشینه استفاده میکنند، نه به عنوان تصمیمگیرنده اصلی.
برای مثال، اگر ببینم قیمت در حال افزایش است و میانگین متحرک (MA) من هم در حال افزایش است، این یک تلنگر ملایم در همان جهت است. اما اگر بازار ناپایدار به نظر برسد و اندیکاتور اشباع خرید را نشان دهد، ممکن است کند شوم یا منتظر تأیید از خود قیمت بمانم. اندیکاتورها به من کمک میکنند تصویر بزرگتر را ببینم و احساساتم را کنترل کنم، اما تصمیم نهایی همیشه با من است.
مهمتر از هر اندیکاتوری، ساختار معامله است — جایی که وارد میشوید، جایی که قصد خروج دارید، و چقدر حاضرید ضرر کنید. اندیکاتورها فقط یک بخش کوچک از آن فرآیند هستند.
این چیزی است که مدتی طول کشید تا بفهمم: اندیکاتورها معامله نمیکنند. شما معامله میکنید. هیچ اندیکاتوری شما را از یک تصمیم بد نجات نمیدهد، و هیچ اندیکاتوری اگر توجه نکنید برای شما پول درنمیآورد. شما کسی هستید که باید تصمیم بگیرید چه زمانی عمل کنید، چه زمانی منتظر بمانید، و چه زمانی زیان را قطع کنید.
واگذار کردن مسئولیت به یک ابزار آسان است، به خصوص وقتی که تازه شروع کردهاید و همه چیز طاقتفرسا به نظر میرسد. اما بازار به انفعال پاداش نمیدهد. باید مالک انتخابهای خود باشید، خوب و بد. اندیکاتور فقط آنجاست تا به شما کمک کند فکر کنید، نه اینکه به جای شما فکر کند.
به اندیکاتورها مانند یک چراغ قوه در یک اتاق تاریک فکر کنید. آنها به شما کمک میکنند کمی بهتر ببینید، اما همه چیز را نشان نمیدهند. هنوز باید با احتیاط حرکت کنید، مراقب موانع باشید، و تصمیم بگیرید کجا میخواهید بروید. انتظار نداشته باشید که چراغ قوه خودش شما را بیرون ببرد. از آن برای دیدن واضحتر استفاده کنید، اما قضاوت خودتان را نزدیک نگه دارید.
اگر این را در ذهن داشته باشید، اندیکاتورها میتوانند بخش مفیدی از فرآیند شما باشند. اما آنها پاسخ نیستند، و میانبر نیستند. آنها فقط یک قطعه از یک تصویر بسیار بزرگتر هستند.
این مقاله بخشی از آموزش معاملات عملی است، جایی که اندیکاتورها، ریسک و روانشناسی معاملات به وضوح توضیح داده میشوند — بدون هیاهو یا میانبر.
اندیکاتورها واقعاً چه کاری انجام میدهند (حقیقت برای مبتدیان) در ابتدا در Coinmonks در Medium منتشر شد، جایی که مردم با برجسته کردن و پاسخ دادن به این داستان به گفتگو ادامه میدهند.


