افشا: نظرات و دیدگاههای بیان شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و نمایانگر نظرات و دیدگاههای سردبیری crypto.news نیست.
در اوایل سپتامبر، نزدک تغییر قانونی را نزد کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده ثبت کرد تا به سهام توکنیزه شده و محصولات معامله شده در صرافی یا ETPs اجازه دهد در پلتفرم خود معامله شوند. در نگاه اول، این یک پیشرفت کریپتو به نظر میرسد - بلاک چین سرانجام در حال باز کردن درب بازارهای فهرست شده ایالات متحده است. اما واقعیت این است که اوراق بهادار دهههاست که "دیجیتال" بودهاند. نوآوری واقعی پیچیدن سهام در بلاک چین نیست؛ بلکه این است که آیا توکنیزه کردن خود میتواند بازارها را سریعتر، هوشمندانهتر و کارآمدتر حرکت دهد. آیا فناوری بلاک چین و توکنیزه کردن میتوانند وثیقه را روانتر، تسویه را بدون اصطکاک، و دسترسی را قابل همکاری در سیستمهای سنتی و دیجیتال کنند؟
این وعده در اینجاست: توکنیزه کردن واقعاً میتواند نحوه عملکرد این بازارها را بهبود بخشد و به عنوان ابزاری برای ما کار کند تا ویژگیهای قبلاً دست نیافتنی مانند نقدینگی درون روز، وثیقه قابل برنامهریزی و ادغام یکپارچه با استیبل کوینها را به روشهایی که ریلهای قدیمی گیر کرده در ریتم T+1 نمیتوانند، باز کنیم.
برای بخش بزرگی از قرن بیستم، مالکیت سهام به معنای نگهداری گواهی کاغذی بود. تا اواخر دهه 1960، وال استریت در برگهها غرق میشد. به اصطلاح "بحران کاغذبازی" باعث شد NYSE آنقدر عقب بیفتد که هفته معاملاتی خود را کاهش داد و یک بازنگری سیستماتیک را اجباری کرد. شرکت صندوق امانات در 1973 وارد شد که راه حل آن برای این مشکل به صورت قفل کردن گواهیها در یک صندوق و جایگزینی آنها با سوابق ثبت الکترونیکی بود. شرکت مادر آن، شرکت صندوق امانات و تسویه (DTCC)، در حال حاضر به عنوان ستون فقرات بازارهای مالی ایالات متحده عمل میکند و بر تسویه و پاکسازی تقریباً تمام معاملات اوراق بهادار نظارت دارد. با هم، آنها اطمینان حاصل میکنند که هنگامی که کسی یک سهام یا اوراق قرضه میخرد، انتقال مالکیت و پول نقد به درستی، با ایمنی و کارآمدی اتفاق میافتد، بدون اینکه انبوهی از گواهیهای کاغذی در اطراف حرکت کنند.
CREST لندن، Euroclear اروپا و JASDEC ژاپن در اواخر دهه 80 و 90 نیز همین کار را انجام دادند. گواهیهای بیحرکت جای خود را به غیرمادی سازی کامل دادند. امروزه، با این حال، اوراق بهادار از ابتدا دیجیتال متولد میشوند: مالکیت آنها در معماریهای متمرکز ردیابی، ثبت و تسویه میشود. فناوری بلاک چین، در این زمینه، کمتر یک انقلاب در خود دارایی است تا یک روش جدید برای ثبت آن. و برای من، تمام پیشرفتهای بلاک چین زیبایی هستند مگر اینکه بهبودهای عملیاتی یا مالی واقعی فراتر از آنچه سیستمهای فعلی ما ارائه میدهند، ارائه دهند.
توکنیزه کردن به تنهایی بازار را تغییر نمیدهد. دفتر کل را تبدیل میکند و امکانات بیشتری از بازارهای سرمایه را باز میکند تا افرادی مانند ما بتوانند شروع به تعجب کنند: آیا دارایی های وثیقه میتوانند سریعتر در سراسر دفتر کل حرکت کنند؟ آیا داراییهای بهرهدار میتوانند به طور یکپارچه با استیبل کوینها ادغام شوند؟ آیا بازارها میتوانند کارایی سرمایهای را که با سیستمهای قدیمی غیرممکن بود، به دست آورند؟ چه ارزش دیگری میتواند این را باز کند؟
قانعکنندهترین فرصتی که من برای داراییهای توکنیزه شده یافتهام در تحرک وثیقه است. تحرک وثیقه - حرکت و استفاده سریع از داراییها در سراسر موسسات - یک مفهوم مالی ضروری برای مارجینها، نقدینگی و مدیریت ریسک است. توکنیزه کردن این قابلیت را فراتر از سیستمهای سنتی تقویت میکند زیرا دارایی های وثیقه میتوانند منتقل، مجدداً استفاده و به صورت برنامهریزی شده روی زنجیره بدون تنگناهای زیرساخت قدیمی حرکت کنند. همانطور که بازارهای مالی به طور فزایندهای به هم متصل میشوند، نیاز به راهحلهای چابک مدیریت وثیقه با قابلیت توکن به طور فزایندهای حیاتی است.
ما باید به یاد داشته باشیم که داراییهای دیجیتال هنوز کوچک هستند. بازار جهانی درآمد ثابت در سال 2024 معوقه 145.1 تریلیون دلار است. اوراق خزانه به عنوان اندازهگیری شده در انتشار به تنهایی تقریباً 22.3 تریلیون دلار در پایان سپتامبر بودند - هشت برابر بیشتر از ارزش بازار تمام کریپتو ترکیب شده. بنابراین، صادقانه بگوییم، اشتیاق کریپتو در فناوری بلاک چین به تنهایی سوزن را در اینجا حرکت نخواهد داد. این ابزارهای سنتی شبیه پول نقد هستند، جایی که ریپو، تأمین مالی مجدد و راهحلهای مارجین این داراییها پایه نقدینگی کوتاهمدت را تشکیل میدهند، جایی که حرکت سریعتر، وثیقه قابل استفاده مجدد و کارایی سرمایه کلیدی هستند. این مورد استفاده چیزی است که این ابزارها را کاندیداهای طبیعی برای توکنیزه کردن میکند. فشار به سوی توکنیزه کردن توسط گیکهای کریپتو صرفاً شکاف را پر میکند.
استیبل کوینهای عمدتاً پشتیبانی شده توسط اوراق خزانه و سرمایهگذاریهای معادل نقدی تولید بازده این تحول را تقویت میکنند زیرا آنها در حال حاضر در حال تبدیل شدن به ابزاری برای بانکها برای کاهش هزینههای تسویه و تسریع انتقالها هستند. در یک گزارش اخیر، EY پیشبینی میکند استیبل کوینها میتوانند 5-10٪ از پرداختهای جهانی را تشکیل دهند که نشاندهنده 2.1 تریلیون دلار تا 4.2 تریلیون دلار ارزش است. در همین حال، CFTC در حال بررسی اجازه دادن به استیبل کوینهایی مانند USDC (USDC) و Tether (USDT) به عنوان وثیقه در بازارهای مشتقه ایالات متحده است. در صورت تأیید، استیبل کوینها در کنار اوراق خزانه و اوراق قرضه با درجه بالا به عنوان وثیقه اصلی قرار خواهند گرفت و نیاز به زیرساخت قادر به بسیج و تبدیل داراییها در مقیاس را تثبیت میکنند.
با نگاه به آینده، پنج سال آینده نشان خواهد داد که آیا وثیقه توکنیزه شده یک تازگی است یا یک بازیساز. تا سال 2026، سروصدا محسوس خواهد بود. به نظر میرسد بانکها و مدیران دارایی مشتاق هستند که اوراق قرضه توکنیزه شده و استیبل کوینها را در گردشهای کاری انتخابی با استفاده از تعداد محدودی از فرصتهای سرمایهگذاری با درجه بالا آزمایش کنند. استیبل کوینها میتوانند شروع به تکمیل پول نقد سنتی در تسویه و پاکسازی کنند، به ویژه در بازارهای مشتقه. پذیرندگان اولیه با استفاده از اوراق خزانه توکنیزه شده و اوراق قرضه با درجه بالا ناکارآمدیهای متوسط سرمایه را جذب خواهند کرد، اگرچه توکنیزه کردن عمدتاً محدود به محصولات مایع و استاندارد شده باقی خواهد ماند.
تا سال 2030، این چشمانداز میتواند به طور چشمگیری تغییر کند. اوراق قرضه توکنیزه شده، صندوقها و استیبل کوینها ممکن است وثیقه اصلی در سراسر موسسات شوند. اوراق خزانه توکنیزه شده و اوراق قرضه شرکتی ممکن است سهم قابل توجهی از بازارهای نقدینگی و بازرهن را نشان دهند. پذیرش کامل بانکها از استیبل کوینها میتواند تسویه و جریانهای وثیقه سریعتر، ارزانتر و شفافتر را امکانپذیر کند. در این محیط، زیرساخت برای تبدیل وثیقه، یعنی توانایی حرکت، استفاده مجدد و ادغام داراییهای توکنیزه شده با استیبل کوینها و اوراق بهادار سنتی، حیاتی خواهد شد. برندگان شرکتهایی خواهند بود که نه تنها کریپتو سازی، بلکه رقص عملیاتی مورد نیاز در مدیریت وثیقه مدرن را تسلط یابند.
برای من، این روندها بیش از رویای آکادمیک فنی علامت میدهند. آنها یک الزام عملیاتی هستند. معاملهگران و شرکتکنندگان بازار باید سرمایه را به طور کارآمد با حرکت یکپارچه وثیقه بین اوراق بهادار توکنیزه شده، اوراق قرضه و استیبل کوینها مدیریت کنند. همانطور که بازارها به طور فزایندهای وثیقه دیجیتال را اتخاذ میکنند، تسلط واقعی در خندق سیستمهای قوی خواهد بود: مدیریت ریسک، تأمین مالی، تبدیل، حرکت و درونی سازی این دارایی های وثیقه. موسساتی که زود با این چارچوبهای در حال تحول درگیر میشوند، برنامههای آزمایشی را به عمل معمول تبدیل میکنند، بهتر آماده خواهند بود تا واقعیتهای بازارهای وثیقه توکنیزه شده را در طول دهه آینده هنگامی که مقیاس میشوند، راهنمایی کنند.
تغییر قانون نزدک گامی قابل توجه در تکامل دیجیتال مداوم بازارهای مالی است، اما این فقط آغاز است. اوراق بهادار دهههاست که دیجیتال هستند و توکنیزه کردن به تنهایی نوآوری کمی اضافه میکند مگر اینکه با سیستمهایی جفت شود که به وثیقه اجازه میدهند به طور کارآمدتر تبدیل، استفاده مجدد و حرکت شوند. تأثیر واقعی از باز کردن انعطافپذیری و کارایی مجموعههای دارایی بزرگ (به عنوان مثال، اوراق خزانه، اوراق قرضه شرکتی، اعتبار خصوصی و غیره) و ادغام آنها با ابزارهای دیجیتال نوظهور مانند استیبل کوینها خواهد آمد - جایی که سازندگان زیرساخت کلیدی خواهند بود. آینده امور مالی صرفاً در مورد مدیریت داراییها در یک دفتر کل بلاک چین نیست؛ بلکه در مورد قابل تعویض کردن، قابل همکاری و قابل استفاده استراتژیک آنها در سراسر کل سیستم مالی است.
این کاملاً میتواند مرز بعدی بازارهای سرمایه باشد - جایی که فناوری، مدیریت ریسک و تعالی عملیاتی همگرا میشوند. کریپتو یا نه، محرک به سوی کارایی قوی سرمایه ضربان قلب ساکت و ضروری هر شرکت مالی جدی است. پایداری بلندمدت را سوخت میدهد، شرکتها را مجهز میکند تا چرخههای بازار را راهنمایی کنند و موقعیت رقابتی واقعی را تثبیت میکند.
کارایی سرمایه بیش از سهولت عملیاتی اعطا میکند. آزادی مالی ارائه میدهد، شرکتها را در برابر شوکهای ناگهانی بازار محافظت میکند و انعطافپذیری در تصمیمگیری استراتژیک اعطا میکند. هنگامی که منابع به طور بهینه مستقر میشوند، یک شرکت سرنوشت خود را فرمان میدهد: قیمتگذاری بهتر ارائه میدهد، حاشیههای بالاتر را جذب میکند و موقعیت بازار خود را تقویت میکند، بنابراین رقبایی را که ممکن است کارایی کمتری در استقرار سرمایه خود داشته باشند، پیشی میگیرد. توکنیزه کردن صرفاً در مورد دیجیتالی کردن داراییها نیست؛ بلکه در مورد باز کردن تحرک، قابلیت همکاری و ابزار استراتژیک وثیقه است که این کارایی را ملموس میکند. موسساتی که زود آن را در آغوش میگیرند، نه تنها هوشمندانهتر عمل خواهند کرد؛ آنها استاندارد را برای نحوه عملکرد بازارهای مدرن تعیین خواهند کرد.


